یکی از نظریه های متداول درباره عقلانیت علم، عقلانیت به مثابه مبناگرایی است که بنابر آن، عقلانیت یک نظریه علمی و مبتنی بر داده های حسی است که آن نظریه بر آن اساس بنا شده است. اما داده های حسی قطعی و یقینی موضوعی است که مناقشات فراوانی را در پی داشته است. در این مقاله، با تمسک به آرای ویتگنشتاین در باب «یقین»، تلقی نوینی از یقینیات یک نظریه علمی ارائه می شود که، بنابر آن، هر نظریه علمی دارای دوگونه گزاره است: گزاره های ثابت و گزاره های سیال. پیرو چنین تقسیم بندی از گزاره های یک نظریه علمی، ایده نوینی برای عقلانیت نظریه های علمی ارائه می شود. بر اساس این ایده، نظریه ای عقلانی است که اولا سازگار باشد، ثانیا گزاره های ثابت جامعه علمی را حفظ و گزاره های سیال را با گزاره های مناسب دیگری جایگزین کند. مقاله سعی می کند با ارائه شواهد تاریخی، کارایی، و واقع بینانه بودن این ایده را در برابر معیارهای عقلانیت مبتنی بر بداهت شواهد حسی بیان کند.